قسمت اول
محمدمحقق زمانیکه هنوزبیست سال ازعمرش سپری نشده بود˛بعنوان یک طلبه جوان درس آخوندی رارها کرده ودرصف نظامیان جنگ پیوست. این آخوند نظامی بزودی به موقعیت های مهم دست یافت˛ جسارت˛ شجاعت˛ وساده زیستی از ویژه گی های وی به شمار می رفت. دردهه ای شصت وی یکی از بهترین چهره های جهادی به شمار می رفت بطور یکه سربازان سازمان نصر به او بعنوان یک پیشوا درسنگر های شولگره وچهارکنت نگاه می کرد. پس از پیروزی مجاهدین وی درشمال بعنوان یکی از چهره های مطرح وقدرتمند به شمار آمد. محقق از همان اغازارمان های جهاد را دفن کرده وبه قصر˛ حرامسرا˛ زراندوزی˛ وتجمل پرستی روی آورد. درسخت ترین روزهای که فرزندان هزاره خاک خورده مقاومت می کردند وچهره های چون اخلاقی ویارانش به شهادت می رسید محقق از بستر حجله برآمده وبا دستان حنا اش برکور سربازان ومدافع حقوق هزاره د دعای خیر می کرد. همگی حضور محقق رابر سرجنازه شهید اخلاقی ویارانش درشمال بیاد دارند. محقق درمزار بزودی به یک افعی تبدیل شد بطوریکه هرروزاین افعی فرزندان خودرامی بلعید. وی برای تحکیم پایه های خود درمزار وصفحات شمال دراغاز به تصفیه های داخلی اغازکرد. دریکی ازروزها درحالیکه افتاب تازه برآمده بود محقق خشمگین به ساعت نگاه کرده ودرحیات شورای ولایتی بلخ قدم می زد. براستی یادم نرود که جنرال بهرامی آمیر کشف شهید مزاری همواره می گفت هر وقت محقق صبح به کسی لبخند زند شب آن را به قتل می رساند. درست زمانیکه محقق به ساعت خود نگاه میکرد صدای مخابره حاجی احمدی بگوش رسید
